آسیب سازند یا Formation Damage چیست؟

24 خواندن ثانیه
0
444

آسیب سازند یا Formation Damage چیست؟

چاه هایی که در مخازن هیدروکربوری حفر می شوند، عامل ارتباط سطح و زیرزمین هستند. از مهمترین کاربردهای یک چاه می توان به تولید سیالات هیدروکربوری و نیز تزریق سیالات مختلف از جمله آب یا گاز با هدف ازدیاد برداشت (EOR) و یا دفع آب های زائد (Disposal well) می باشد.

 در ارتباط میان سطح و زیرزمین، فضای داخلی چاه به عنوان یک مسیر باز، عامل بازدارنده ای به حساب نمی آید، اما سازند زیرزمینی به دلیل شرایط فیزیکی متخلخل، محدود کننده ی این ارتباط است. به این معنا که ورود سیال از مبداء سازند و یا خروج آن از مقصد بستگی به میزان تخلخل، تراوایی و نوع سنگ سازند از لحاظ دبی و فشار با محدودیت هایی مواجه است. قابلیت تولید (Productivity Index) و نیز قابلیت تزریق پذیری(Injectivity Index)  شاخص هایی هستند که این محدودیت ها را بیان می کنند. یک سازند با تخلخل زیاد و نفوذپذیری بالا، در ازای میزان مشخصی از افت فشار، توان انتقال حجم بیشتری سیال از مخزن به چاه را در مقایسه با یک سازند با تخلخل و نفوذپذیری کمتر فراهم می آورد. به هنگام تزریق به چنین سازندی نیز، امکان تزریق سیال با دبی های بالاتر وجود دارد.

پدیده آسیب سازند به هرگونه فرآیند مضری اطلاق می شود که با تأثیر بر روی سازند مخزنی و بویژه تراوایی سنگ مخزن، قابلیت تولید یک چاه نفتی یا گازی و یا قابلیت تزریق پذیری یک چاه را نسبت به حالت طبیعی آن کاهش دهد. بنابرابن آسیب سازند یک پدیده ی نامطلوب است که در صورت بروز می تواند مشکلات عملیاتی و زیان های اقتصادی فراوانی ایجاد کند. کاهش نرخ تولید یا دبی نفت و گاز از چاه، کاهش نرخ قابل تزریق آب و گاز به درون سازند، افزایش افت فشار در اثر تولید و کوتاه شدن عمر مخزن و نهایتاً کاهش ذخایر هیدروکربنی که تولید آنها با رعایت صرفه اقتصادی مقدور می باشد، همگی از آثار آسیب سازند هستند.

اما باید دید که این آثار از چه شدت و حدتی برخوردارند و آیا تأثیر آن ها بر عملکرد مخزن و چاه قابل توجه است؟ در واقع شدت آسیب سازند بستگی به عواملی از جمله نوع آسیب و شیوه تکمیل چاه دارد که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.

عوامل ایجاد آسیب سازند

پدیده آسیب سازند می تواند در تمام مراحل مختلف حفاری، تکمیل چاه، تحریک چاه، تعمیر چاه و تولید از چاه اتفاق افتد. عواملی که می توانند موجب آسیب رسانی به سازند شوند را می توان در چهار گروه اصلی دسته بندی کرد:

·         عوامل مکانیکی

·         عوامل شیمیایی

·         عوامل بیولوژیکی

·         عوامل حرارتی

عوامل بیولوژیکی:

عوامل بیولوژیکی در قالب فعالیت باکتری های غیرهوازی (باکتری هایی که برای ادامه ی زندگی به اکسیژن نیاز ندارند) که معمولاً از طریق گل حفاری و یا تزریق سیالات به درون مخزن راه می یابند و می توانند باعث انسداد و گرفتگی مسیر جریان درون سازند و در نتیجه آسیب رساندن به آن شوند تعریف می گردند. این نوع آسیب علاوه بر کاهش قابلیت تولید چاه، منجر به بروز خوردگی و همچنین مشکلات ناشی از تولید گاز سمی H2نیز می گردد.

عوامل ترمودینامیکی:

دمای مخازن در حالت معمول ثابت فرض می شود. در مواردی که روش های ازدیاد برداشت همچون تزریق بخار آب و یا تزریق آب از منابعی که اختلاف دمایی زیادی با سیال مخزن دارند صورت می گیرد، امکان تغییر دمای مخزن وجود دارد. در این موارد عوامل حرارتی می توانند با شدت بخشیدن به عواملی چون تغییر ترشوندگی و یا افزایش سرعت واکنش های شیمیایی به بروز پدیده آسیب سازند سرعت بدهند.

عوامل مکانیکی:

از جمله رایج ترین عوامل مکانیکی می توان به مهاجرت ذرات ریز، مانند ماسه از درون مخزن به سمت چاه اشاره کرد که بستگی به اندازه آن ها، در درون سازند و در گلوگاه ارتباط حفره ها گرفتار می شوند و مانع از جریان سیال می گردند و یا در صورت عبور از حفره ها و ورود به چاه باعث ایجاد ساییدگی شدید در تأسیسات درون و برون چاهی می شوند. دبی تولید و جنس سنگ مخزن در بروز این نوع از آسیب بسیار تعیین کننده می باشد. انسداد ناشی از به دام افتادن سیالات(Phase Trapping)  درون محیط متخلخل یکی دیگر از عوامل مکانیکی آسیب سازند است. پدیده تشکیل میعانات گازی در مخازن گاز میعانی و مخروطی شدن آب و گاز از لایه های بالایی به سمت لایه تولیدی از نمونه های رایج این نوع آسیب هستند. ساییدگی و صیقل خوردن(Mashing and Glazing)  سطح درونی چاه در اثر تماس با مته حفاری نیز از جمله عوامل مکانیکی محسوب می شود که به دلیل شدت گرمای ناشی از گردش مته رخ می دهد و برای ورود سیال به درون چاه ایجاد مشکل می کند. استرس های ژئومکانیکی که در اثر فشار لایه های بالایی به سازند بروز می کنند و همچنین تلنبار شدن دانه های پروپانتEmbedment and Plugging) ) که در عملیات شکاف دادن هیدرولیکی سازند به کار می روند از دیگر عوامل شناخته شده در آسیب سازند می باشند.

عوامل شیمیایی:

منظور از عوامل شیمیایی، برهمکنش سنگ و سیال، برهمکنش سیال سیال و تغییرات ترشوندگی (Wettability) سنگ سازند است که هر کدام به شکلی در آسیب رساندن به سازند و کاهش قابلیت تولید چاه نقش دارند.

آشناترین مثال از برهمکنش سنگ و سیال که موجب آسیب سازند می شود، آماس کردن و متورم شدن ذرات رسی سنگ مخزن در نتیجه ی تماس با آب است. با جذب مولکول های آب در درون خمیره سنگ، مولکول های رس این خمیره افزایش حجم می یابند و با متورم شدن آن ها مسیر جریان درون سازند محدود می شود. پدیده ی شیمیایی پیچیده ی دیگری که در اثر پایین بودن شوری آب سازند یا بالا بودن pH آب رخ می دهد لخته شدن ذرات رس است. حرکت این لخته ها درون سازند موجب گیر افتادن آن ها در گلوگاه حفره های به هم متصل سنگ و مسدود کردن آن ها و در نتیجه انسداد مسیر جریان سیال هیدروکربنی می شود. برآشام شیمیایی یا Chemical Adsorption نیز که به معنای جذب مواد شیمیایی از جمله پلیمرها توسط دیواره خلل و فرج سنگ و انبساط این دیواره هاست از دیگر عوامل شیمیایی آسیب سازند است. از آنجایی که این انبساط نسبتاً ناچیز است در سنگ های با تراوایی بالا چندان تأثیری ندارد، اما اگر مسیرهای جریان از ابتدا باریک باشند، انبساط دیواره ها و نزدیک شدن آن ها به یکدیگر کار را برای عبور سیال دشوارتر می کند.

برهمکنش سیالات ناهمساز و یا تغییرات ناگهانی فشار و دمای سیال موجب ایجاد انواع رسوب و امولسیون در درون سازند می شوند که آسیب سازند را به دنبال دارند. آشناترین انواع رسوب عبارتند از واکس و آسفالتین(Wax and Asphaltenes)  در سیالات نفتی و هیدرات ها و دایاموند(Hydrates and Diamonds)  در سیالات گازی. واکس از زنجیره ی طولانی اتم های کربن تشکیل می شود که عمدتاً در اثر کاهش دمای سیال از فاز نفت جدا می شوند. آسفالتین از مولکول های غیر همگن قطبی با جرم مولکولی بسیار زیاد تشکیل شده که محتوی اتم های کربن، گوگرد، اکسیژن و هیدروژن هستند. دلایل و شرایط قطعی تشکیل این رسوب ها و بازگشت پذیر بودن این پدیده ها هنوز به درستی مشخص نشده است و محققان نظرات متفاوت و بعضاً متناقضی در مورد آن ها بیان کرده اند. هیدرات از ترکیب گاز و آب در دماهای پایین تشکیل می شود و دایاموند ذرات جامدی از جنس کربن هستند که با کاهش دما و فشار ایجاد می شوند. تغییرات ترمودینامیکی و یا برهمکنش سیالات ناهمساز همچنین می تواند به تشکیل ذرات Scale و سایر ذرات شناور منجر شود که اثرات زیانباری داشته و در نتیجه باعث کاهش تراوایی سازند و و ایجاد سایش در تأسیسات درون چاهی و سرچاهی می گردد.

از برهمکنش آب و نفت امکان تشکیل امولسیون نفت در آب (که در آن آب فاز پیوسته و نفت فاز پراکنده است) یا آب در نفت نیز وجود دارد. هرچند که امولسیون نفت در آب به دلیل عدم تغییر در گرانروی سیال اشکالی در فرآیند تولید ایجاد نمی کند اما امولسیون آب در نفت که نفت فاز پیوسته و آب فاز پراکنده آن را تشکیل می دهد، به دلیل رفتار غیرنیوتنی سیال، موجب کند شدن حرکت سیال و آسیب سازند می گردد.

آخرین دسته از عوامل شیمیایی آسیب سازند مربوط به تغییر ترشوندگی سنگ مخزن است.در حالت طبیعی هر دو نوع سنگ کربناته و ماسه ای آب دوست هستند. اگر به دلیل تماس با مواد شیمیایی که از طریق گل حفاری و یا تزریق برخی مواد شیمیایی به درون سازند وارد شده اند و یا در اثر تغییرات دمای مخزن، ترشوندگی سنگ از نوع آب دوست به نفت دوست تغییر یابد، آنگاه تراوایی نسبی نفت به دلیل چسبندگی آن با سطح دیواره خلل و فرج کاهش می یابد و جریان نفت درون سازند دشوارتر می گردد.

مسئله مهم دیگر در ارزیابی آسیب سازند، شیوه ی به کار رفته در تکمیل چاه(Well Completion)  است. شیوه های رایج تکمیل چاه عبارتند از: تکمیل با حفره باز یاOpen Hole  و “حفره جداره دار یا Cased Holeدر تکمیل با حفره باز، پس از حفر چاه و وارد شدن به سازند مخزنی، ارتباط دیواره چاه با مخزن به صورت طبیعی و بدون حایل برقرار می شود. در این روش جداره های فولادی که در بخش های بالاتر چاه ـ به منظور جلوگیری از ریزش دیواره چاه و نیز ممانعت از ورود سیالات به درون چاه یا هرزروی گل حفاری به درون لایه های زیرزمینی ـ کار گذاشته می شوند، به قسمت انتهایی چاه وارد نمی شوند و ناحیه ی تولیدی در ارتباط مستقیم با سنگ مخزن است. در حفره جداره دار، همانگونه که از نام آن پیداست، جداره های فولادی تا انتهای عمق چاه وارد می شوند و سپس برای برقراری ارتباط حفره چاه و سازند مخزنی، عملیات مشبک کاری انجام می شود که با سوراخ کردن اطراف جداره فولادی، راه ارتباطی برای ورود سیال هیدروکربنی از مخزن به درون چاه برقرار می گردد. در عملیات مشبک کاری، عمق نفوذ سوراخ های ایجاد شده از چند سانتی متر تا چند ده سانتیمتر متغییر است. از آنجایی که بیشترین آثار منفی آسیب سازند معمولاً در اطراف چاه و به شعاع کمتر از نیم متر رخ می دهد، سوراخ های ایجاد شده در درون سازند به هنگام تکمیل چاه به روش حفره جداره دار می توانند این فاصله را پشت سر بگذارند و تا حدود زیادی باعث حذف آثار منفی آسیب های ایجاد شده در سازند شوند. برخلاف روش تکمیل حفره جداره دار، در روش تکمیل حفره باز، آسیب های وارده به سازند کاملاً اطراف چاه را تحت تأثیر قرار می دهند و با ایجاد یک پوسته(Skin)  در حوالی چاه، مانع از ورود بی دردسر سیال به داخل چاه می شوند.

 آسیب سازند یک پدیده اجتناب ناپذیر است. هرچند که با رعایت اصول مهندسی می توان از شدت آن کاست و یا بروز آن را به تعویق انداخت اما در بلند مدت ترمیم سازند جهت حفظ توان تولید اقتصادی یک چاه، ناگزیر است. جهت ترمیم سازند یا می بایست پوسته ایجاد شده در اطراف چاه را حذف کرد و یا به طریقی با عبور از آن ارتباط حفره چاه با بخش آسیب ندیده سازند را برقرار نمود. اولین گام در ترمیم سازند شناخت دقیق عوامل ایجاد آسیب و نوع و شدت آسیب است. تست های آزمایشگاهی یک عامل کلیدی در شناخت آسیب ایجاد شده هستند. همچنین مجموعه ی کاملی از تاریخچه چاه مورد نیاز است که اطلاعات تمامی فازها از حفاری تا تولید را بدست دهد. اطلاعات جمع آوری شده می بایست توسط تیمی از متخصصان که شامل زمین شناس، متخصص ژئوشیمی، شیمی دان و البته مهندس نفت است مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد و روش بهینه ترمیم سازند و چگونگی اعمال آن تعیین گردد

آسیب سازند

بارگذاری توسط محمد محمدی
بارگذاری در بهره‌برداری و فرآیند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *